گاه و بی گاه نگاهی به نگاهت گره می خورد
و دلی بی دلیل دل به دلت می بندد
دستی دستت را دستگیر برخواستن می خواهد
و پایی پای در راه بی پایان عشقت میگذارد
آنگاه ((تو)) فقط نگاهش را با لطافت نگاهت
دلش را با مهربانی دل پر مهرت
دستش را با گرمی دستان پر محبتت
و پایش را با استواری گامهای استوارت در راه عشق
دریاب و عشق را به وجود تشنه او هدیه کن
زیرا ((تو)) سر چشمه عشقی و عشق نهایت خوشبختی
((صخره))
نظرات شما عزیزان:

وقــتـی کـه تـو نــیـسـتـی
مـــن نــمـی دانـم بــرای گُـم و گـور شــدن
بــه کـدام جــانـب ِ جـهـان بــگـریـزم ... ! "
.: Weblog Themes By Pichak :.